آقای حفیظ الله نیازی تحلیلگر و مقاله نویس پاکستانی:
ذلت و بیاحترامی قرنها ادامه یافت؛ ده نسل در بردگی و خواری جان دادند. در خیال هم نمیگنجید که دو میلیارد مسلمان روزی دوباره بتوانند از عزت و احترام برخوردار شوند. روز چهارشنبه فضای سرزمین پاکستان دیدنی بود؛ هر فردی با فرد دیگر در آغوش میافتاد و تبریک و شادباش مانند باران بر سر هم میریختند، گویی ۲۵۰ میلیون پاکستانی همین حالا از مرزهای ایران بازگشتهاند.
ای ایران بزرگ! این لطف توست که مرزهای کشورهای اسلامی در حال از بین رفتن است، فرقهها وجود خود را از دست دادهاند و همه یکجان شدهاند؛ همه بر ایران قربان.شادی دوچندان است، آتشبس برقرار شد. یعنی کنترل تنگه هرمز در دست ایران باقی ماند؛ یعنی در جنگ یا صلح، هر کشتی که عبور کند باید ۲ میلیون دلار نقد پرداخت کند. یعنی سالانه حدود ۲۰ میلیارد دلار درآمد برای ایران حاصل خواهد شد.شادی دیگر این است که هنوز جنگ تمام نشده بود که قطر و عمان به نیروهای آمریکایی دستور خروج دادند. ناوگان پنجم آمریکا بلافاصله با آغاز جنگ، مقر خود در بحرین را تخلیه کرده و به سمت اقیانوس هند، هزاران کیلومتر دورتر پناه برد. عربستان نیز بهگونهای ماهرانه نیروهای آمریکایی را هدف موشکهای ایرانی قرار داد.
از دیگر دستاوردها این است که تسلیحات متعارف آمریکا با ۱۳ هزار حمله نتوانست کاری از پیش ببرد. ایران پاسخ اسرائیل را دو برابر داد. سامانههای دفاعی «دیوید اسلینگ» و «ارو-۳» در برابر حملات ایران ناکارآمد شدند و «گنبد آهنین» را در هم شکستند. موشکهایی مانند خرمشهر، فتح-۲، سجیل، عماد، کروزها و دیگر سیستمها آزادانه فرود میآمدند، حتی تا نزدیکی تأسیسات هستهای اسرائیل.اگر اسرائیل نابود نشد، به این دلیل بود که طبق طرح ایران هدف، گسترش جنگ نبود بلکه محدود نگه داشتن آن بود. آتشبس موقت برقرار شد، اما اسرائیل آن را نپذیرفت.
اکنون این موضوع به تصمیم ترامپ بستگی دارد که آیا میتواند اسرائیل را مهار کند یا نه. زمان نشان خواهد داد آتشبس موقت چگونه ادامه پیدا میکند. در ۱۱ آوریل، معاون رئیسجمهور آمریکا «دیجی ونس» و «استیو ویتکاف» همراه وزیر خارجه ایران عباس عراقچی و هیئت همراه در اسلامآباد حضور خواهند داشت.در ۷ فوریه، ترامپ با گزینههای محدودی روبهرو بود؛ باید یکی از تحقیرها را انتخاب میکرد: یا شکست نظامی را بپذیرد یا جنگ را ادامه دهد و تحقیر تاریخی را بر پیشانی آمریکا ثبت کند. ترامپ شکست نظامی را انتخاب کرد.در جهان سه قدرت بزرگ وجود دارد: آمریکا، چین و روسیه. به همین دلیل آتشبس فعلی ممکن شد. نقش چین و روسیه عامل مهمی بود. این دو کشور هشدار دادند که استفاده از سلاح هستهای قابل قبول نیست.
بدون شک، شی جینپینگ و ولادیمیر پوتین در پشت پرده ترامپ را به خویشتنداری تشویق کردهاند و ایران را نیز قانع کردهاند که آتشبس دو هفتهای را بپذیرد و وارد مذاکرات صلح شود. نکته مثبت این است که در صورت صلح پایدار، ضامن آن چین و روسیه خواهند بود. جمعبندی نهایی اینکه در آینده، غرب آسیا تحت رهبری ایران قرار خواهد گرفت.اینکه ایران چگونه این جنگ را برد و اسرائیل و آمریکا چگونه آن را باختند، نیاز به تحلیل دارد. در ماههای اخیر، چین، روسیه، پاکستان، ترکیه، ایران و عربستان در یک صف قرار گرفتهاند.تحلیل اینکه ایران چگونه پیروز شد: همانطور که در چهار مقاله قبلی توضیح داده شد، قدرت ایران در استراتژی بقا نهفته است. اولین سلاح ایران، کنترل فوری تنگه هرمز بود که با بستن آن، جهان را از ۲۲ درصد نفت و منابع حیاتی محروم کرد. این اقدام ترامپ را دچار آشفتگی روانی کرد.
در رسانههای اجتماعی گفته شد که او قصد دارد زیرساختهای ایران و حتی تمدن آن را نابود کند و تا پیش از ۷ آوریل، ایران را به تلی از خاک تبدیل کند. تصور میکردند مردم ایران از ترس فرو میریزند، اما برعکس شد.مردم ایران جوانان، مردان و زنان در اطراف پلها و نیروگاهها تجمع کردند و زنجیره انسانی تشکیل دادند. چنین صحنهای شاید در تاریخ بشر بیسابقه باشد. وقتی ترامپ این تصاویر را دید، دچار شوک شد و با فیلد مارشال عاصم منیر تماس گرفت و درخواست آتشبس فوری کرد.باید پذیرفت که ایران این جنگ را چگونه برد. این موضوع باید بخشی از آموزش ملی باشد. از نظر راهبردی، ایران جنگ نامتقارن در سه سطح را آماده کرده بود: استراتژیک، عملیاتی و تاکتیکی.
در سطح استراتژیک، تهدیدات داخل آمریکا و اسرائیل شناسایی شده بود. در سطح عملیاتی، پایگاههای آمریکا در کشورهای خلیج فارس هدفگذاری شده بودند. در سطح تاکتیکی، ایران به خودکفایی در تولید سلاح، موشک و پهپاد رسیده بود.ایران از حمایت چین و روسیه برخوردار بود و به فناوریهایی مانند سامانه BeiDou چین مجهز بود. این در حالی است که اسرائیل به شدت وابسته به آمریکا بود.تصور ترامپ این بود که با چند هزار حمله، ظرف دو روز حکومت ایران سقوط میکند و کنترل منطقه به دست آمریکا میافتد. اما جنگ تاکتیکی یک روند طولانی و فرسایشی است و آمریکا آمادگی آن را نداشت.اگر جنگ زمینی رخ میداد، آمریکا در منطقه ۷۰ تا ۸۰ هزار نیرو داشت، در حالی که ایران یک میلیون نیروی آماده و میلیونها فرد مشتاق به فداکاری در اختیار داشت.در نتیجه، ایران پیروز شد و آمریکا شکست خورد.
https://jang.com.pk/news/1572569لینک:
نظر شما